کـــــ ـافـــــ ـه ادب و هـــــ ـنـــــ ـر
با جوهر خاکستر پروانه نوشتم من مات من العشق ، فقد مات شهیدا
درباره وب
بسم الله الرحمن الرحیم "لطفا از تمامی مطالب دیدن کنید . /عمق این مرثیه را مشک و علم می دانند داستان را همه ی اهل حرم می دانند بعد عباس(ع) دگر آب سراب است سراب غیر آن اشک که در چشم رباب است رباب/ . /یا رب نظر تو بر نگردد .../ /با عرض سلام و خوش آمد و تسلیت ایام سوگواری سیدالشهدا علیه السلام جهت اطلاع شما دوستان و معرفی وبلاگ باید عرض کنم که : مطالبی رو که بخوانم و بپسندم در این وبلاگ به اشتراک می گذارم ممنون از حضور و توجه شما/
نويسندگان
موضوعات وب
پربازدیدترین مطالب
کد پربازدیدترین
لينک هاي مفيد
خدایا...
قصه وکالت را زياد شنيده ام
اما قصه وکیلی چون تو را نه ...
تو که وکیل باشی همه حق ها گرفتنی است
پرونده ای که تو وکیلش باشی قصه اش ستودنی است
از روزی که ایمان آوردم، تو وکیل منی و تنها پناهم
و تو در این عشق بازی، پرده از رازی بزرگ برداشتی، رازی که اسمش را می دانستم اما رسمش را ...
رازی بنام "توکل" ...
"توکل" قصه ای است که از روز ازل برایمان خواندی و گفتی در هر تاریکی و پیچ و خم دنیا و حتی در تمام لحظات روشنایی،
دستانت در دست من است ...
بنده من، نگران نباش و به من اعتماد کن...
"توکل" ...
و فهمیدم :
"حسبنا الله ونعم الوکیل"
تاريخ : جمعه 23 مهر 1395 | 12:36 | نويسنده : cafe_literature_art |
ارسال نظر(0)
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
لينک هاي مفيد
امکانات وب
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید